|
واژگان مرمتي برگرفته از دكتر منصور فلامكي:
بايستي توجه كرد كه ترجمه هاي گوناگوني از واژگان لاتين به فارسي در علم مرمت صورت گرفته است اما بواسطه ي تخصص و فعاليت بيش از 40 سال دكتر فلامكي ترجمه ايشان اعتبار بيشتري خواهد داشت:
Restoration - مرمت :
شايد معاني گشترده اي داشته باشد اما در شاخه حفاظت مانند مرمت حفاظتي و يا مرمت شالوده اي نيز تعريف مي شود.
Conservation - حفاظت:
استحفاظي انديشيدن گستره اي وسيع دارد كه ميتواند حتي در مراتب حفاظت قانوني نيز وارد گردد
Reconstruction - بازسازي ساختمان :
دوباره ساختن بناي آسيب ديده بي اينكه به ظرافتهاي هنري و تاريخي و زيبايي شناسانه اشاره شود. صرفا فني و سازه اي است.
Preservation - پيشگيري حفاظتي :
حمايت و حفاظت از آثار در برابر طرحهاي بالا دست و يا جلوگيري از طرحهاي نوسازي و باز سازي شهري
Ripristino - بازپردازي : (ايتاليايي )
اين واژه گويا در ديگر زبانها هم واژگان ندارد و بيشتر به پرداخت نما و ظاهر رويين در ابنيه كنار خيابانها و يا ميادين مي پردازد.
Consolidation - استحكام بخشي ( سازه اي )
در مرمت و معماري به سازه اي مي پردازد و در مرمت شهري نيز به تمامي سلولهاي سازنده بافت مورد مطالعه مي پردازد.
Rehabilitation - توان بخشي دوباره
توان بخشي خدماتي ( خدمات رساني، فني و رفاهي ) ( آب رساني، فاضلاب و ...)
Reauimation - روان بخشي دوباره
باز پس دادن روحيه نخست بنا و يا تحرك زايي پر جاذبه به بناهاي فرسوده و داراي عمر دراز
Renewal – renovation - نوسازي شهري
از ميان بداشتن آنچه هست و ساخت فضايي نو
ارائه بوي نوسازي به بناها و بافتهاي فرسوده ( ظاهر )
Reactive - باز فعال سازي شهري
دوباره فعال سازي و دوباره ثبات كاري بخشيدن به شهر
Revitalization - باز زنده سازي شهري
موضوع كاري آن كاوش در چهارچوب زندگي در حال استمرار شهر است ، طرحي كه بر طول زمان تكيه مي زند.
Restraction - بازسازي شالوده ي شهر . باز سازي شالوده ي معماري :
اين واژه مكي بر زمان است بعبارتي مي تواند ترجمه آن را به اين صورت عنوان كرد كه ( باز سازي اساسي ) كه تمامي عوامل فرسايش را در بر ميگيرد.
Reintegration - ادغام دوباره
ادغام شهر با سرزمين متكي به آن
Regeneration - باز آفريني شهري
از آن دسته از كارهاي باز آفريني شهري مشاركت شهروندان در تصميم گيري در باب چگونگي شكلي و ارتباطات شهرها و مشاركت دادن گسترده لايه هاي جوان در مديريت .
اين واژه بيشتر به رنگ و بو و معناي شهر مي پردازد.
Reeuperating - بازيابي ارزش شهرها
گفت وشنود و ارزشگذاري و تصميم گيري در باب چگونگي هاي بهره وري از چيزي در شهر
Gentritication - برون راني بوميان
هدايت و تخليه با وسايل گوناگون يك محله از ساكنان بومي كه ارزش بافت را كم كرده و يا ازآن چيزي نمي دانند و جايگزيني با قشر فرهنگي مناسب
|